ناصر الدين منشى كرمانى

17

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى )

باقعهء آن طايفه و قرم آن خيل ملك عماد الدوله قرا ارسلان بيك قاورد بن جغر بيك داود بن ميكائيل بن سلجوق انتزاع ممالك كرمان را از دست متغلبان متعين و موسوم گشت و در شعبان سنهء اثنتين و اربعين و أربعمائة سرهء كرمان را مضارب خيام عظمت و ابهت فرمود و چتر هماىآساى مظلهء مفارق كرمانيان ساخت و مشارع و مشارب ملك را از كدورات تصرفات ضعيفانهء ديالمه و قاذورات تحكمات ناموجه منزه گردانيد ، سما و حمى بنى سام و حام * فليس كمثله سام و حام و چون اين تاريخ حاوى و مشتمل خواهد بود بر اخبار و ايام سلاطين قراختاى تا اكنون و نيز روزگار مملكت سلجوقيان و ديگر متملكان كرمان را تواريخ مبسوط ساخته‌اند و كارنامهء هر يك از ايشان كما ينبغى پرداخته و لا سيما خواجه افضل الدين كاتب رحمه اللّه مستوفى در قلم آورده و غرض من ازين تصنيف تقرير اخبار سلاطين قراختاى و شرح احواليست كه مشاهد و معاين من بوده است از آن وقت باز كه بصر بصيرت در عالم گشوده الى يومنا هذا پس دامن اسهاب و اطناب را درين باب فراهم آوردن و از ذكر هر پادشاهى بر مجرد اثبات مدت ملكش اقتصار نمودن و عنان قلم را فرا صوب شرح و بسط احوال روزگار سلاطين قراختاى و ما يتبعها من وزراء هم و اكابر هم معطوف گردانيدن متعين و متحتم دانستم . ملك قاورد بن جغر بيك داود بن ميكائيل در ملك بر و بحر كرمان و شيراز و عمان و ماهيانى در شبانكاره نافذ امر و نهى شد و بعد از انطواء بساط دولت او پسرش سلطانشاه وارث اعمار و اعمال او گشت و پس از آنكه ده سال از ملك و سلطنت مقرون بامن و استقامت تمتع يافت جهان را وداع كرد و برادرش ملك نيكوكار معدلت شعار عماد الدنيا والد بن ملك تورانشاه تاج و تخت را بزيور فر طلعتش آرايش داد درست تمام عيار سلطنتش سكهء الهام ولايت داشت و محياى زيباى مملكتش بگلغونهء كرامت و تأييد مورد بود و جامع ظاهر شهر كرمان و رباط تورانشاهى و غيرها من بقاع الخير و ابواب البر افراشته و بنا كردهء معمار همت شاهانهء آن پادشاه مبارك ايالت است و بعد از آنكه سيزده سال و نيم در عدل گسترى و رعيت پرورى گذرانيد و ببهشت عدن خراميد سلالهء مطعون و نتيجهء ملعونش ايرانشاه كه از پدر چون خاكستر از آتش آمد حاكم شد و بسبب آنكه با باطنيان و ملاحدهء ملاعين مكاتبت و مصادقت ورزيد و از ربقهء ايمان و اسلام منخلع شد بر قلع او جمهور اعيان متفق النيه و مجتمع الهمه شدند و خواص و عوام بفتوى ائمهء عهد قاضى ابو العلاء بكويه قدس اللّه روحه و امام تاج - القراء كه هر دو از علماء اولياء و اتقياء و اصفياء بودند با باحت خون آن زنديق بر فتك و قتل او انگيخته گشتند و در مدت پنج سال زمان حكومتش تبار و ذريت قارودى اكثر